قصه و داستان

کارتون آناستازیا
1399/07/03

کارتون آناستازیا

(رده سنی:PG،تصمیم‌گیری با والدین است) داستان انیمیشن آناستازیا Anastasia ماجرای زندگی آناستازیا رومانوا رو روایت می‌کنه. تزار نیکلای دوم در سال 1916 در سنپطرزبورگ میزبان مهمانان بسیاری برای جشن ملی روسیه هستش. مادر او، ماریا، از پاریس فرانسه برای دیدنشون اومده و جعبه موسیقی و گردنبندی، که روش نوشته‌شده باهم در پاریس، رو به آخرین نوه‌اش، آناستازیا که هشت سالشه، می‌ده. ناگهان جشن توسط راسپوتین جادوگر به هم می‌خوره. زمانی راسپوتین مشاور اعظم پادشاهی بوده تا اینکه به جرم خیانت تبعید می‌شه. راسپوتین برای گرفتن انتقام روحش رو می‌فروشه تا بتونه یک جام شوم رو به دست بیاره، جامی که او برای طلسم کردن خانواده رومانوا استفاده می‌کنه و جرقه‌های انقلاب روسیه رو روشن می‌کنه. در حین محاصره قصر فقط ماریا و آناستازیا همراه با دیمیتری می‌تونند فرار کنند، پسربچه ده‌ساله مستخدم که بهشون راه فرار رو از اتاق آناستازیا نشون می‌ده. راسپوتین بیرون از قصر در مقابل دو نفر روی رودخانه یخ‌زده می‌ایسته و در رودخونه غرق می‌شه. آن‌ها تلاش می‌کنند تا به‌قطار برسند، ماریا می‌تونه بپره ولی آناستازیا سرش به ریل می‌خوره و بی‌هوش می‌شه. ده سال بعد، روسیه تحت حکمرانیه کمونیست قرارگرفته و ماریا برای بازگشت امن نوه‌اش 10 میلیون روبل پیشنهاد می‌ده. دیمیتری و شریکش ولادیمیر تصمیم می‌گیرند تا کسی که شبیه به آناستازیا هستش رو به پاریس ببرند و جایزه رو بگیرند. در این بین آناستازیا با اسم آنیا در پرورشگاه بزرگ شده و الان همراه با سگی به اسم آنی هستش. او تصمیم می‌گیره تا به پاریس بره، همون‌طور که روی گردنبندش نوشته، ولی بعد می‌فهمه که باید برای خروج از روسیه ویزا داشته باشه
0