تحریریه سیس نی نی
0 نظر

ضرورت درک روانشناسی کودکان کار

ضرورت درک روانشناسی کودکان کار

واژه ی کودک کار غم انگیزترین واژه ی فرهنگ لغت است. دو واژه ی کودک و کار که ترکیب آنها هیچ تناسب و سنخیتی با هم ندارند. ولی متاسفانه یکی از تلخ ترین واقعیات جامعه ی امروز ما و نیز بسیاری از نقاط دنیا همین کودکان کار هستند. موجودات بی گناهی که قربانی اشتباهات والدین خود، یا شرایط اقتصادی و اجتماعی محیط خود شده اند. بار سنگین کسب درآمد و بی توجهی ها و توهین های مردم را همزمان به دوش می کشند و به خاطر همین است که هنوز بچگی نکرده پیر می شوند. جسم آنها زود دچار فرسایش شده و انواع بیماری ها و کمردرد و پا دردها به سراغشان خواهد آمد اما این فقط ظاهر قضیه است.

واژه ی کودک کار غم انگیزترین واژه ی فرهنگ لغت است. دو واژه ی کودک و کار که ترکیب آنها هیچ تناسب و سنخیتی با هم ندارند. ولی متاسفانه یکی از تلخ ترین واقعیات جامعه ی امروز ما و نیز بسیاری از نقاط دنیا همین کودکان کار هستند. موجودات بی گناهی که قربانی اشتباهات والدین خود، یا شرایط اقتصادی و اجتماعی محیط خود شده اند. بار سنگین کسب درآمد و بی توجهی ها و توهین های مردم را همزمان به دوش می کشند و به خاطر همین است که هنوز بچگی نکرده پیر می شوند. جسم آنها زود دچار فرسایش شده و انواع بیماری ها و کمردرد و پا دردها به سراغشان خواهد آمد اما این فقط ظاهر قضیه است.
اگر می شد از نگاه روانشناسی کودکان کار روح رنجور این کودکان را هم مانند جسم آنان به نظاره نشست می شد دید که روح آنها بسیار زخمی تر و خسته تر از جسم آنان است. زخمی توهین ها و بد رفتاری ها، طرد شدن ها و به چشم گدا و بزه کار دیده شدن ها و حتی در مواردی زخمی سوء استفاده های جسمی و جنسی. متاسفانه این جنبه از آسیب پذیری کودکان کار، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. لذا لازم است تا در کنار حمایت هایی که از این کودکان کار توسط برخی نهادهای حمایتی مانند بهزیستی صورت می گیرد با ضررت درک روانشناسی کودکان کار، برنامه های حمایتی مناسب تری برای درمان مشکلات و اختلالات روحی و روانی آنان تدوین شود.

دلایل شیوع بیماری ها ی روحی  و روانی در میان کودکان کار

کودکان کار به دلیل شرایط سنی خاص و شرایط نامساعد زندگی که در آن قرار دارند بسیار آسیب پذیر هستند. قائدتا این کودکان می بایست دوران شیرین کودکی را در پناه حمایت های عاطفی والدین با خوشی و شادی و خاطرات شیرین بازی های کودکانه پشت سر می گذاشتند. در حالی که نه تنها خبری از این زندگی ایده آل نیست بلکه کوهی از مسئولیت و سختی و فشارهای عصبی حاصل از عدم برخورد مناسب با کودکان کار توسط مردم و دولت، بر گرده ی نحیف این کودکان سنگینی می کند. این شرایط دیر یا زود کودک را به سمت بیماری های جسمی و روحی شدید سوق خواهد داد. در ادامه به بررسی عواملی که می تواند زمینه ساز بروز اختلالات و ناراحتی های روحی و روانی در این کودکان شود خواهیم پرداخت.

نابسامانی خانوادگی

متاسفانه بسیاری از این کودکان یا از نعمت داشتن پدر و مادر محروم اند یا یکی از والدین یا هر دوی آن ها یا طلاق گرفته اند یا معتاد هستند یا بزه کار و یا در زندان. مشخص است که زندگی در چنین محیط عاری از حمایت و عشق و توجه تا حد می تواند زمینه ساز عقب ماندن از رشد فیزیکی و ذهنی و اجتماعی و عاطفی باشد.

ضرورت درک کودکان کار

سنگینی و فشار کار

این مساله نه تنها باعث فرسودگی شدید جسمی می شود بلکه روح و روان کودکان کار را هم به نابودی تدریجی می کشاند. شاید باورش کمی سخت باشد که در پژوهشی با رویکرد روانشناسی کودکان کار که بر روی 75 کودک کار صورت گرفته بود حدود 50 نفر از آنان میل به نیستی و نابودی داشته و از میان این کودکان 15 نفر، تجربه ی اقدام به خودکشی را داشته اند. تاسف بار است که در میان اظهارات آنان در کنار سایر گلایه ها، این جمله به چشم می خورد که "خسته شده ام از این همه کار کردن".

محرومیت ها و حسرت دائمی

کودکان کار برای این سوالشان هیچ گاه جواب مشخصی ندارند. اینکه چرا من مانند سایر کودکان زندگی نمی کنم؟ محرومیت از مدرسه و تحصیل، والدین دلسوز، رفاه نسبی، امنیت عاطفی، خانه ای گرم و نرم، هر بزرگسالی را به زانو درمیاورد چه رسد به کودکی که هنوز به حد رشد کافی در همه ی ابعاد نرسیده است. مقایسه خود با کودکانی که سرخوش و خندان در کنار والدینشان مشغول شادی و بازی و خرید هستند روح و روان این کودکان را با چالش های جدی مواجه می کند.

آزارهای جسمی، و بعضا جنسی

این کودکان مدام در معرض آسیب های جسمی قرار دارند چه آسیب هایی که بر اثر کارکردن مداوم بر جسم تحمیل می شود و چه کتک هایی که از والدین و یا کارفرماهای بی انصاف خود دریافت می کنند. در این میان برخی از این کودکان یا به دلیل عدم آگاهی درباره ی مسائل جنسی اغلب مورد سوءاستفاده های جنسی واقع می شوند و یا به زور مورد تعرض و تجاوز قرار می گیرند از نگاه روانشناسی کودکان کار این مساله می تواند تیر خلاصی بر اعتماد و عزت نفس کودک باشد.

توهین ها و بد رفتاری های اجتماعی

متاسفانه ذهنیتی که در مورد این کودکان به عنوان گدا، بزه کار و یا مزاحم وجود دارد به شدت در نحوه ی برخورد مناسب با کودکان کار تاثیر می گذارد. طرد، بی توجهی و یا توهین به این کودکان زمانی که آنها در چهارراه ها اصرار به فروش اجناس خود دارند باعث شکل گیری عقده های روحی در این کودکان شده در بزرگسالی به صورت افسردگی و یا بعکس رفتارهای ضد اجتماعی خود را نشان دهد.

توهین و بدرفتاری با کودکان کار

ترس ازدستگیر شدن و انتقال به مراکز نگهداری

ترس دائمی از دستگیری توسط شهرداری و بهزیستی و انتقال به مراکز نگهداری که بیشتر شبیه زندان بوده و آزادی های آنان را محدودتر می کند از دید روانشناسی کودکان کار به عنوان یکی از بزرگترین نگرانی های آنان، مانند سوهانی روح این کودکان را فرسایش داده آنان را به تدریج بیمار می کند.


شاید برایتان جالب باشد: از روانشناسی کودک چه مي دانيد؟


برای کمک به کودکان کار چه باید کرد؟

واقعیت این است که معضل کودکان کار را نمی توان به طور کامل و ریشه ای در مدت زمان کوتاه رفع نمود. پس بهتر این است که به جای نگرش حذفی به این کودکان، با ضرورت درک روانشناسی کودکان کار گرایش ما به سمت ارائه ی خدمات روانی و اجتماعی برای بهبود شرایط زندگی آن ها باشد. برای رسیدن به این هدف لازم است تا موارد زیر مورد توجه قرار گیرد.

  • قرار گرفتن سلامت روحی و روانی کودکان کار در اولویت وزارت بهداشت
  • ایجاد پایگاه های سلامت روان برای کودکان کار
  • تغییر شیوه ی برخورد با این کودکان توسط نهادهای متولی مانند بهزیستی و شهرداری
  • فرهنگ سازی برای برخورد مناسب با کودکان کار از سوی مردم با استفاده از ظرفیت رسانه های جمعی
  • ایجاد شرایط برای تحصیل و مهارت آموزی کودکان کار
  • استفاده از ظرفیت سازمان های مردم نهاد برای آگاهی بخشی و آموزش های مهارت های زندگی به کودکان کار با هدف ارتقاء اعتماد به نفس آنان.
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی


دیدگاهتان را بنویسید
0 نظر
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.